■■  safaa.tk ■■



(( جستارهایی درباره شکوه ایران باستان 5 ++ ))

(( جستارهایی درباره شکوه ایران باستان 6 ++ ))



■■  safaa.tk ■■

نایت اسکین


عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد(کیک و تبریک)


تصاویر زیبای عاشقانه فانتزی+رویایی+خیالی+کارتونی زیبا


عکس+آغوش+عشق+عاشقی+عشقولانه+بغل+غمگین+نوشته 2


اس ام اس و مسیج  و پیامک  تبریک روز مادر و روز زن1

اس ام اس و مسیج  و پیامک  تبریک روز مادر و روز زن2


مجموعه زیبا ترین کارت پستال ها به مناسبت روز مادر


سعدی شیرازی


درود  ادب دوستان نازنین و گرامی ، پس از مولانا سرایشگری را به برتری سعدی بزرگ نمی دانم.

پند و اندرز و حکمت و خرد و ادب و گفتار شیرین ، زیبا ، شیوا ، گیرا و کاربردی در آثارش می درخشد.

اگر بگویند یک شهر برای زندگی گزینش کن همانا آن شهر ( شیراز ) هست. کاش می شد این روزها شیراز باشم. از تهران و اسپهان زیاد خوشم نمی آد گر چه همه جای ایران سرای من است . شمال رو هم دوست دارم گر چه هنوز نرفتم ! یاد این شعر مولانا افتادم :

گفت معشوقی به عاشق کی فتی = ( جوانمرد ) *  تو به غربت دیده ای بس شهرها

پس کدامین شهر زانها خوشترست *  گفت آن شهری که در وی دلبرست !


( همیشه اندیشمندی و روشنفکری مولانا منو شگفت زده می کنه . درود بر خداوندگار عشق و عرفان ، شاعر شاعران جهان ، مولانای ایرانی فرا جهانی ) ناگفته نماند من عشقی تو شیراز ندارما ! شهر تمیزی هست بزرگان ادب پارسی در اون هستند و عشق من همانا مردم با فرهنگ و شکوه شهر نشینی چندین هزار ساله ی استان پارس هست و سر سپردگی به سعدی و حافظ بزرگ ایرانی و پارسی ...


سعدیا راست روان گوی سعادت بردند*راست گو که به منزل نرسد کج رفتار


درود بر روان پاکش و درود بر سعدی دوستان با ادب و با فرهنگ در هر گوشه ی این گیتی .

در ادامه بیشتر با یکی از بزرگترین شاعران و اندیشمندان زبان و ادبیات پارسی و جهان آشنا بشویم



(جنجال تند روها برای خاک سپاری یکی از بزرگترین ایران شناسان جهان در کنار زاینده رود اسپهان!)


2سؤال منطقی ازکسانی که این روزهاخیلی داد می کشند و تهدید می کنند(+)




دوست داشتم روی کوه رو به روی آرامگاه سعدی می نشستم در حالی که بغض داشتم ، تصنیف زیر رو با صدای استاد فرزانه شهرام ناظری می شنیدم و زمزمه اش می کردم به آرامگاه سعدی نگاه کنم و به یاد بیارم روزگاری رو که 16 تا 20 ساله بودم این تصنیف با من چه ها که نمی کرد  البته آغاز آشنایی من با آوای کهن ایران با نوار گل صد برگ و آتشی در نیستان استاد فرزانه شهرام ناظری و اگه درست گفته باشم نوار یاد ایام ابر استاد یگانه محمد رضا شجریان بود در 15 سالگی ! نه اینکه همین جوری الکی بگوشم نه سراسر حس بودم و جذبشون شده بودم داشت حس شگفتی رو در من بیدار می کرد.
اون زمان هم کمتر کسی اهل موسیقی کهن بود بیشتر داریوش و قمیشی و مهستی و ... یادمه راهنمایی بودم مسخرم میکردن و اکنون من چندین هزار بیت ناب از بزرگان ادب جهان حفظ هستم نه اینکه نشستم هی شعر حفظ کنم نه  ! با شنیدن نوارهای بزرگان آواز و خوانندگی ( استاد بنان ، ابر استاد شجریان ، استاد فرزانه ناظری ، دامبول السلطنه =علیرضا افتخاری !!! و شاهپور رحیمی ، حسام الدین سراج ، ایرج بسطامی و ... )+ خواندن کتاب های ادبیات در شرح و تفسیر مثنوی و ... ناخواسته وارد ذهنم شد و گر نه منو بکشن یه شعر به زور می تونم حفظ کنم ! ولی اگه آهنگ های دیگه می گوشیدم چی؟ ( بدو برو حالا بیا نه وایسا تو بدی من خوفم سوسن خانوم کجایی بیا که دوست مایی !!!! ) سپاس مر خدای را که با بزرگان ادبیات منو آشنا کرد سراسر پند و اندرز و برتری اندیشه و راستی و درستی و نیکی ، هورااا فکر کن قمیشی و ... الان خدایی هستن برا خودشون این ناخوانندگان مزخرف این دوره رو بگو با شعرهای در پیت بوگندو !!! ( مگر اندکی که بدک نیستن ! ) تنها کاری که میکنن ضربه می زنن به ادب و فرهنگ ایرانی و موسیقی ناب و بیشتر می کنه افسردگی مردم رو ... شاید باور نکنید از زمانی که رفتم رشته ی زبان و ادب پارسی اون حس نخستین و شگفت خواندن این شعرها و شنیدن اون تصنیف ها در من 60 % کاهش یافت چون روزگارم تیره و تار شده بود و اینکه یه مشت بی احساس شده بودن استاد !!! انگاری که کنده درخت گذاشتن تو کلاس نه شوری و نه حسی ! چندین سال هست که من دیوان حافظ و مثنوی مولانا و ... نخوندم کم کم داره شعرهایی که حفظ هستم از ذهنم می ره . از همون نوجوانی توی یه جهان دیگه بودم اونم با این شعرهای سنگین ولی شیرین و ماندگار  بزرگان ادبیات جهان ، کاش این سال ها یک سوم اون حال و هوا رو داشتم هیییی :



او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان * دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود
با آن همه بیداد او وین عهد بی‌ بنیاد او * در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود

چقدر این تصنیف مناسب این روزهای من هست درود بر سعدی بزرگ پارسی ایرانی و جهانی


غزل ۲۶۸

 
سعدی
 

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود *وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود

من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او * گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود

گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون *پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود

محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان * کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود

او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان *دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود

با آن همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او * در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود

بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین * کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن *من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود

سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی‌وفا * طاقت نمیارم جفا کار از فغانم می‌رود


دانلود تصنیف"کاروان" با صدای استاد فرزانه شهرام ناظری (++)

http://s1.picofile.com/file/7607610000/GOLCHINESAFA.gif

به کسی که دلت رو شکسته چی می گی !؟ کلیک کنید(+)


 نمونه ای از نثر ناب و مسجع و آهنگین سعدی بزرگ ، استاد سخنوری در نثر پارسی :

سعدی

 منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت
هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات
پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمت شکری واجب

از دست و زبان که برآید* کز عهده شکرش به در آید

اِعملوا آلَ داودَ شکراً وَ قلیلٌ مِن عبادیَ الشکور

بنده همان به که ز تقصیر خویش * عذر به درگاه خدای آورد

ورنه سزاوار خداوندیش *کس نتواند که به جای آورد

باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده

پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی خواران به خطای منکر نبرد

ای کریمی که از خزانه غیب * گبر و ترسا وظیفه خور داری

دوستان را کجا کنی محروم*تو که با دشمنان نظر داری

ادامه دارد ....:»  گنجور » سعدی » گلستان » دیباچه ( +++ )

به راستی که در نگاه نخست ساده به نظر می رسد آهنگین سخن گفتن ! هنگام نوشتن تنها سعدی است که یگانه ی نثر آهنگین بدین شیوایی و گیرایی و شگفتی و شیرینی است.

( ویژگی سهل و ممتنع نثر سعدی! )باور کنید می شه ده ها صفحه درباره ی همین چند خط و اندیشه نهفته ی درون آن ، مقاله نوشت ، درود خدا بر او باد .

قابل توجه اون مزدوران میهن فروشی ( پان ... و پان ...) که می گویند زبان پارسی ابتر است !!! و توانایی چندانی ندارد!!! کورید شکوه و برتری زبان و ادب پارسی که جهانی رو به شگفتی واداشته، ببینید؟؟؟ چندین سده گذشته هنوز که هنوزه کسی نتونسته بالا دست مولانا سعدی حافظ و فردوسی بیاد دست کم من نمی شناسم .


بخش ۲۰۲ - ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمان

 
مولوی
 

پیش از آنک این قصه تا مخلص رسد * دود و گندی آمد از اهل حسد

من نمی‌رنجم ازین لیک این لگد * خاطر ساده‌ دلی را پی کند

خوش بیان کرد آن حکیم غزنوی * بهر محجوبان مثال معنوی

که ز قرآن گر نبیند غیر قال * این عجب نبود ز اصحاب ضلال

کز شعاع آفتاب پر ز نور * غیر گرمی می‌نیابد چشم کور

خربطی ناگاه از خرخانه‌ ای * سر برون آورد چون طعانه‌ ای طعانه = طعنه زننده

.... ادامه این شعر ((+++))

می گویند مولانا گاهی دشنام های آبداری به مخالفانش می داده !!! برخی نیاز دارن !


بخشی از دیباچه ی گلستان سعدی رو دکلمه کردم هر کسی خواست بگه براش اینجا بگذارم.


در ادامه بیشتر بدانید ، یکم اردیبهشت روز سعدی بزرگ گرامی باد ...


ادامه مطلب

برچسب ها: سعدی ، عکس ، زندگی نامه ، آثار ، بوستان و گلستان سعدی ، زبان و ادبیات فارسی ، دانلود کاروان با صدای شهرام ناظری و شعر سعدی ،

تعداد کل صفحات: 1619 1 2 3 4 5 6 7 ...